الشيخ محمد آصف المحسني

451

رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى)

2 - علاقه شديد انسان ها به آزادى هاى مطلق و پيروى از هوس ها و لذت هاى موجود محسوس است و جهت دهى دين تنها براى جمع قليل خوشايند بود . " حس طبيعى آزادى " براى انسان و حيوان قابل درك است ؛ ولى خدا و روز قيامت و دوزخ و بهشت و كمال روحانى و مقامات بالاى اخلاقى ، بيرون از درك حواس مىباشد . 3 - دين ها تنها متوجه جهت دهى عقايد و باورها نبوده و نيستند ، بلكه آورنده و مبلغ شرايع و اصرار كننده بر اعمال لازم و ممنوع ( واجبات و محرمات ) نيز مىباشند كه غرايز تند و عميق غالب انسان ها مخالف شديد اين قيود شرعى بوده و مى باشند . 4 - انبياء كه زمامداران و سرداران پيام آور خداوند در زمين بودند ، اكثريت مطلقه آنان فقير و ناتوان بودند و جز ابلاغ رسالت و مقاومت كامل در راه خدا ، قدرت بيشتر نداشتند ؛ در حالى كه راه كفر و شرك توسط پول داران و متنفذين اجتماعى و زورمند ، حمايت مىشد ؛ مردم متوسط به مشكله " شكم سيركردن " و " پوشانيدن بدن " خود گرفتار بودند و غالباً از زور مندان ( ملاء ) پيروى مىكردند . حكومت داؤد و سليمان و قدرت خاتم البنيين ( ص ) در مدينه و قدرت موسى در آخر عمر ، يك نوع استثنايى در سنت نبوت ها بوده است . 5 - توقع عوام الناس اين بودكه رسول خدا همانند خدا با قدرت باشد نه اين كه از افراد ضعيف خود شان باشدكه هيچ ظاهر جالبى براى مردم ( عوام الناس ) نداشتند ، آنان خواهان رسالت ملايكه با قدرت هاى فوق قدرت هاى معمولى بشر بودند ؛ و لذا اجابت افراد انسان از هم شهريان پيامبر شان به كندى و قلت صورت مىگرفت . 6 - تمام قدرت انبياء در معجزات شان بود ، ولى انبياء هر روز قوانين طبيعى را نمى شكستند ، و معجزات آنان هرچند از نگاه عقلى كافى بوده باشد ، ولى بسيار